۲۵ حقیقت درباره کارتونهای محبوب دوران کودکی
23 خرداد 1405
7 دقیقه زمان مطالعه
۱. روی تاریک جزیره توماس قطار تانکانجین
همه ما توماس و دوستان قطارش را به خاطر داریم. اما تئوری عجیبی میگوید قطارهای جزیره سودار در واقع بردههایی هستند که هر وقت جرئت سؤال کردن داشته باشند، به شدت تنبیه میشوند. در داستان هنری، او از ترس باران در تونل پنهان میشود و پاسخ «مرد چاق کنترلر» این است: «او را برای همیشه آجر بزنید.» باقی قطارها هم او را مسخره میکنند. آیا این واقعاً مناسب کودکان است؟
۲. اسمورفها کمونیست هستند
بر اساس یک تئوری اینترنتی، اسمورفها نماد ایدههای کمونیستی هستند: جامعه بدون پول، هرکس به نفع جمع کار میکند، رهبری به اسم پاپا اسمورف که کلاه قرمز بر سر دارد و شبیه کارل مارکس است. دشمن آنها، گارگامل، نماد سرمایهداری حریص است. حتی برخی میگویند اسمورف مخفف «Small Men Under Red Forces» است.
۳. خالقان میمون فضول (Curious George) از دست نازیها گریختند
هانس و مارگارت ری، خالقان میمون فضول، یهودیانی بودند که در فرانسه زندگی میکردند. وقتی نازیها حمله کردند، با دوچرخه فرار کردند و نسخه خطی میمون فضول را با خود حمل کردند. ریشه این داستان دوستداشتنی، سفری مرگبار و هرچیزی جز بازیگوشی بوده است.
۴. ارتباط اسکوبیدو با ترور رابرت اف کندی
ترور رابرت اف کندی در سال ۱۹۶۸ نه فقط دنیای سیاست، بلکه کارتونهای صبح شنبه را هم متحول کرد. پیش از اسکوبیدو، شبکهها کارتونهای خشونتآمیز پخش میکردند. نگرانی از تأثیر خشونت تلویزیونی روی کودکان، شبکه CBS و هانا باربارا را مجبور کرد تم تاریک ابرقهرمانی را کنار بگذارند و در سال ۱۹۶۹ «اسکوبیدو، کجایی؟» را بسازند – بدون هیچ خطر واقعی، فقط یک گروه و یک ون که هیولاهایی را نقاببرمیدارند.
۵. شوخیهای جنسی در زندگی مدرن راکو (Rocko's Modern Life)
این کارتون نیکلودئون پر از شوخیهایی بود که بچهها متوجه نمیشدند اما بزرگسالان را شوکه میکرد: راکو یک بار به عنوان اپراتور سکس تلفنی کار کرد. بازدید از فست فودی به اسم «جوجه خفهکن». تیترهایی مثل «سرهارا» و «که به یک گوز اهمیت میدهد». حتی اشاره به ترور جان اف کندی. نیکلودئون نه تنها این شوخیها را مجاز دانست، بلکه به تیم سازنده آزادی عمل داد.
۶. شخصیتهای زنگ تفریح (Recess) کلیشههای محض بودند
اگر امروز نگاه کنی، هر شخصیت یک کلیشه اغراقآمیز است: اسپینلی دختر لات، مایکی غول مهربان، و دیگران هرکدام در یک نقش قالبی گیر کردهاند. شاید این کارتون نقدی پنهان بر فشارهای اجتماعی حیاط مدرسه و برچسبزدن زودهنگام به کودکان باشد.
۷. افسانه شهری درباره فرد راجرز (آقای راجرز) و نقش تکتیرانداز
سالها شایعه شده بود که فرد راجرز، مجری ملایم و مهربان محله آقای راجرز، یک تکتیرانداز نیروی دریایی با سابقه قتل پنهان است. اما حقیقت این است که او هرگز در ارتش خدمت نکرد؛ او یک کشیش پرسبیترین بود. منشأ شایعه: فرد راجرز دیگری وجود داشت که تکتیرانداز بود و یک سایت امنیتی با دامنه fredrogers.com راه انداخته بود. اینترنت بقیه کار را کرد.
۸. ویتامینهای فلینتاستون ممنوع شدند
وقتی ویتامینهای فلینتاستون در دهه ۶۰ وارد بازار شدند، پر از رنگها و افزودنیهای مصنوعی بودند که بعدها به دلیل خطرات بهداشتی ممنوع شدند. مجبور شدند فرمول را تغییر دهند، اما نه پیش از آنکه نسلی با این مواد شیمیایی مشکوک بزرگ شود.
۹. رازهای تلتابیها (ابعاد غولآسا و مزاحمتهای عجیب)
تینی پو بیش از ۱.۸ متر و تینکی وینکی بیش از ۳ متر قد داشت. برای کوچک نشان دادن آنها، یک صحنه عظیم در مزرعهای دورافتاده ساخته شد و مکان آن چنان محرمانه بود که گفته میشد بازدیدکنندگان را چشمبند میزدند. بعداً مالک زمین از دست هواداران خسته شد و آن را به دریاچه تبدیل کرد. بازیگر نقش لالا گاهی نامههایی از یک مرد بالغ دریافت میکرد که خیالات عجیبش را درباره کاستارد توبی توصیف میکرد.
۱۰. قوانین عجیب پشت صحنه لاسی (Lassie)
سگی که لاسی را بازی میکرد، نر بود (چون کت ضخیمتری داشت). استودیو برای حفظ تصویر پاک و قهرمانانه لاسی، قوانین عجیبی وضع کرده بود: اجازه ندادن به او که در ملاء عام پارس کند، غذا بخورد، یا حتی دراز بکشد. آنها فراموش کرده بودند که با یک سگ واقعی سروکار دارند، نه یک ستاره ساختگی.
۱۱. غم پنهان باب راس (Bob Ross)
باب راس پس از مرگ همسرش بر اثر سرطان در سال ۱۹۹۲، در پشت آن صدای آرام و درختان شاد، در اندوه دست و پنجه نرم میکرد. دو سال بعد خودش به لنفوم مبتلا شد. بدتر از آن، شرکای تجاریاش نام، تصویر و آثار هنری او را تصاحب کردند و باب گرفتار دعواهای حقوقی دردناکی شد. داستان واقعی او پر از شکست قلبی و خیانت بود.
۱۲. رسوایی عروسکگردان المو (Elmo)
کوین کلش، صداپیشه المو در سسمی استریت برای نزدیک به ۳۰ سال، در سال ۲۰۱۲ با اتهامات رابطه نامناسب با نوجوانان زیر سن مواجه شد. سه اتهام به دلیل گذشت زمان منتفی شد، اما آسیب وارد شد و کلش استعفا داد. این اتفاق سایه سنگینی روی شخصیت المو انداخت.
۱۳. نام اولیه پاورپاف گرلز: خورش واتواس (Whoopass Stew)
کریگ مککریکن، سازنده پاورپاف گرلز، در کالج این پروژه را «خورش واتواس» نامیده بود و شخصیتها «واتواس» (نه ماده شیمیایی ایکس) قدرت میگرفتند. وقتی کارتون نتورک آن را خرید، برای مخاطب جوانتر تغییر برند داد.
۱۴. جنبه تاریک بارنی (Barney & Friends)
با اینکه بارنی در دهه ۹۰ محبوب شد، تنفر بزرگسالان از او غیرعادی بود. گروههایی مثل «انجمن مخفی من من از بارنی» شکل گرفت. شایعات عجیبی پخش شد: پخش برعکس آهنگ بارنی حاوی پیام شیطانی است، بازیگر داخل لباس مشکل مواد دارد یا در لباس مرده است. هیچکدام درست نبود، اما واقعیت به اندازه کافی عجیب بود: دیوید جوینر برای زنده ماندن در آن لباس ۳۰ کیلوگرمی به مدیتیشن عمیق نیاز داشت و باب وست (صداپیشه) تهدید به مرگ میشد.
۱۵. تئوری disturbing درباره دورا (Dora the Explorer)
برخی بینندگان معتقدند سر بزرگ و صدای بلند دورا نشانه سندرم داون و هیدروسفالی (Hydrocephalus) است. سر بزرگ به هیدروسفالی و صدای بلند به ناتوانی ذهنی اشاره دارد.
۱۶. دعوای جنت هوبرت (خاله ویو) با ویل اسمیت
جنت هوبرت، بازیگر نقش اولیه خاله ویو در پرنس تازه بلایر، بعد از سه فصل اخراج شد. او ویل اسمیت را به رفتار غیرحرفهای متهم کرد و این کدورت دههها طول کشید تا در سال ۲۰۲۰ آشتی کردند.
۱۷. آلفونسو ریبیرو (کارلتون) و رنج ستارگی در کودکی
آلفونسو ریبیرو از همان کودکی ستاره بود (سیلور اسپونز، تبلیغات پپسی با مایکل جکسون). اما بعداً گفت که این فشارها باعث اختلال اضطراب و اعتماد به نفس پایین در او شد. بازی در نقش کارلتون او را تایپکست کرد و برای یافتن کار فراتر از آن تقلا کرد.
۱۸. پاپای (Popeye) تبلیغ ناخواسته صنعت اسفناج
عبارت معروف پاپای، صنعت اسفناج را نجات داد. در دهه ۳۰، تولیدکنندگان اسفناج از محبوبیت پاپای استفاده کردند و با تبلیغات و تحقیقات اغراقآمیز (که بعداً رد شد) مصرف اسفناج را در آمریکا یک سوم افزایش دادند. پاپای به طور تصادفی به ماسکوت اسفناج تبدیل شد.
۱۹. موضوعات سنگین در کاپیتان سیاره (Captain Planet)
فراتر از بازیافت، این کارتون مسائل واقعی و ناراحتکنندهای را مطرح میکرد: در «آلودگی ذهنی» زندگی یک شخصیت توسط مواد مخدر نابود میشود، و در «فرمول نفرت» با برچسب اچآیوی مواجه میشوند. اینها درسهای ساده محیط زیستی نبود.
۲۰. نفرین پاور رنجرز (Power Rangers Curse)
بسیاری از بازیگران این سریال پایانی غمانگیز داشتند: توی تران (رنجر زرد اولیه) در ۲۷ سالگی در تصادف رانندگی درگذشت. ریکاردو مدینا جونیور به قتل غیرعمد محکوم شد. پیتر رودر (مردابی) بر اثر تومور مغزی. ریچارد جنیل (ارنی) بر اثر حمله قلبی در ۴۷ سالگی. باب پاپن بروک (صداپیشه) در ۵۰ سالگی بر اثر بیماری ریه. رابرت ال ماناهان (صدای زوردون) بر اثر آنوریسم قلبی در ۴۳ سالگی.
۲۱. لحظه یهودستیزانه راگرتز (Rugrats)
در صحنهای که پدربزرگ بوریس در کنیسه نشان داده شد، اتحادیه ضد افترا اعتراض کرد که طراحی شخصیت شبیه کلیشههای یهودستیزانه در تبلیغات نازی است. نیکلودئون از شخصیت دفاع کرد اما این حادثه بحث درباره بازنمایی یهودیان در برنامههای کودک را برانگیخت.
۲۲. مادر هلگا در هی آرنولد (Hey Arnold) معتاد به الکل بود
میریم، مادر هلگا، همیشه حواسپرتی و خسته به نظر میرسید و مدام اسموتی مینوشید. آن اسموتیها در واقع اشاره به الکل داشتند. در یک قسمت آرنولد میگوید «گواهینامش را پس گرفته» (اشاره به رانندگی در حالت مستی). بار دیگر که سر کار میرود، کلامش شفافتر میشود، بعد از استعفا به زندگی عادی بازمیگردد. نمایش هرگز صریحاً نگفت، اما داستان میریم اصلاً خندهدار نبود.
۲۳. مشکلات روانی شخصیتهای بادام زمینی (Peanuts)
چارلی براون اضطراب و شک به خودش نشانه اختلال شخصیت اجتنابی (Avoidant Personality Disorder) است. لینوس وابستگی شدید به پتو دارد، لوسی زورگو و سلطهطلب است. چارلز شولتز هرگز تشخیصی را تأیید نکرد اما گفت مشکلات خودش را در شخصیتها ریخته است.
۲۴. پدر و مادر غایب و فرار از واقعیت در پری نسبتاً عجیب (Fairly OddParents)
تیمی ترنر از پدر و مادر غافل و دورشده، اجازه دارد هر آرزویی را با پدرخواندههای پری خود برآورده کند. این پریها مکانیسم مقابله (coping mechanism) او هستند تا از واقعیتی که کسی به مشکلاتش توجه نمیکند فرار کند. زیر پوشش خنده، کارتون نشان میدهد که تخیل کودک چطور میتواند از تنهایی فرار کند.
۲۵. میراث تلخ برنامه آمندا شو (The Amanda Show)
برنامه آمندا شو، آمندا باینس را ستاره کرد. اما پشت صحنه، داستان دیگری بود. مستند «Quiet on Set» نشان داد که دن اشنایدر (تهیهکننده قدرتمند) به رفتارهای کلامی نامناسب با بازیگران جوان متهم شد. آمندا و دیگران اشاره کردهاند که آزار دیدهاند. حتی یک مجرم جنسی محکوم به نام جیسون هندی به این صحنهها دسترسی داشت. صنعت تلویزیون در محافظت از آمندا و همسالانش شکست خورد.
سخن پایانی
کارتونهای دوران کودکی ما همیشه آنقدر که به نظر میرسید بیآزار نبودند. پشت آن شخصیتهای رنگارنگ و داستانهای به ظاهر ساده، گاهی تراژدیهای انسانی، اعتیاد، سیاست، خشونت و حتی جنایت نهفته است. آگاهی از این حقایق شاید نگاه ما را نسبت به خاطرات شیرین تغییر دهد، اما ارزشش را دارد که بدانیم سرگرمی کودکان گاهی از کجا میآید.




